کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مفؤد | کلماتور
معانی کلمه : مفؤد
تلفظ بین المللی :
/mˈafvad/
تلفظ :
[m'afvad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مفودجه
عمر مفید
عمر مفید طرح
مدود
مجود
مرود
مرودشت
مزود
مزودرم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مفؤد. [ م َ ئو ] ( ع ص ) ( از «ف ء د» ) گوشت بریان کرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بریان کرده شده. ( از اقرب الموارد ). || نان بر خاکستر گرم پخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بر خاکستر گرم نهاده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بددل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جبان. ( اقرب الموارد ). || بر دل رسیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرفتاربیماری دل. ( ن...
فرهنگ فارسی
گوشت بریان کرده یا نان بر خاکستر گرم پخته .
کلمات مرتبط
مفودجه
عمر مفید
عمر مفید طرح
مدود
مجود
مرود
مرودشت
مزود
مزودرم
نظرات