مرود. [ م َرْ وَ / م ُرْوَ ] (ع مص ) نرم رفتن و نرم راندن . (از منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ارواد. روید. رویداء. رویدیة.
گلابی#NAME?
۱. میل سرمهدان.
۲. محور.
۳. میلهای است که باز بر آن مینشیند و زنجیری دارد که پای باز را بر آن میبندند.
(مُ) (اِ.) امرود، گلابی .
(مِ رْ وَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - میل سرمه . 2 - آهن حلقة لگام .