کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مغموم-بودن | کلماتور
معنی کلمه : مغموم بودن
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1muːm bˈuːdan/
تلفظ :
[m'aq1mu:m b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متمم بودن
مغموم
مغموم ساختن
مغموم شدن
مغموم کردن
محزون و مغموم
عبدالله مغموم بروجنی اصفهانی
محموم
مخموم
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
grieve
(فعل)
غمگین کردن، اذیت کردن، اندوهگین کردن، غصه دار کردن، محزون کردن، مغموم بودن
کلمات مرتبط
متمم بودن
مغموم
مغموم ساختن
مغموم شدن
مغموم کردن
محزون و مغموم
عبدالله مغموم بروجنی اصفهانی
محموم
مخموم
نظرات