مغفرشکاف. [ م ِ ف َ ش ِ ] ( نف مرکب ) از صفات تیغ و خنجر و مانند آن است. ( از مجموعه مترادفات ص 103 ). شکافنده مغفر. که کلاه خود را شکافد :
ملک ده ، لشکرشکن ، خنجرکش و مغفرشکاف
گنج نه ، باره فکن ، شمشیرزن ، بخت آزمای.
منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی چ 1 ص 103 ).
که کشورگشایان مغفرشکاف
نهان صلح کردندو پیدا مصاف.
سعدی ( بوستان ).