کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معلول-شکل | کلماتور
معانی کلمه : معلول شکل
تلفظ بین المللی :
/mˈaʔlul ʃˈekl/
تلفظ :
[m'a?lul S'ekl]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
معلول
معلول کردن
معلول شدن
معلول حرکتی
از معلول بعلت رسیده
از علت به معلول پی بردن
پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
رابطه بین علت و معلول
عمل یا کار معلول وغیر عادی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معلول شکل. [ م َ ش َ/ ش ِ ] ( ص مرکب ) بیمارگونه. نزار و ناتوان و پژمرده : آنچه بگیرد معلول شکل بود و تا دو سه سال نشاطی و قوتی به آن بازدید نیاید. ( فلاحت نامه ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
بیمار گونه نزار و ناتوان و پژمرده
کلمات مرتبط
معلول
معلول کردن
معلول شدن
معلول حرکتی
از معلول بعلت رسیده
از علت به معلول پی بردن
پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
رابطه بین علت و معلول
عمل یا کار معلول وغیر عادی
نظرات