Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معدوم کردن

تلفظ بین المللی : /mˈaʔduːm kˈardan/ تلفظ :‌ [m'a?du:m k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • معلوم کردن
  • صحت و سقم امری را معلوم کردن
  • صحت و سقم چیزی را معلوم کردن
  • قیمت خریدرا معلوم کردن
  • کیفیت چیزی را معلوم کردن
  • نوع خون را معلوم کردن
  • معلوم کردنی
  • معدوم
  • معدوم سازی لاشه
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

هلاک کردن

مترادف و متضاد

محو کردن، به زوال کشانیدن

نیست کردن، نابود کردن، از بین بردن

۱. نیست کردن، نابود کردن، از بین بردن
۲. محو کردن، به زوال کشانیدن
۳. هلاک کردن

obliterate (فعل)پاک کردن، سربه سر کردن، محو کردن، زدودن، ستردن، معدوم کردن، ناپدید ساختنruinate (فعل)خراب کردن، ویران کردن، منهدم کردن، معدوم کردن...

کلمات مرتبط

  • معلوم کردن
  • صحت و سقم امری را معلوم کردن
  • صحت و سقم چیزی را معلوم کردن
  • قیمت خریدرا معلوم کردن
  • کیفیت چیزی را معلوم کردن
  • نوع خون را معلوم کردن
  • معلوم کردنی
  • معدوم
  • معدوم سازی لاشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات