معانی کلمه : معدوم کردن
فرهنگ فارسی
هلاک کردن
مترادف و متضاد
محو کردن، به زوال کشانیدن
نیست کردن، نابود کردن، از بین بردن
۱. نیست کردن، نابود کردن، از بین بردن
۲. محو کردن، به زوال کشانیدن
۳. هلاک کردن

محو کردن، به زوال کشانیدن
نیست کردن، نابود کردن، از بین بردن
۱. نیست کردن، نابود کردن، از بین بردن
۲. محو کردن، به زوال کشانیدن
۳. هلاک کردن