کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معتزل | کلماتور
معانی کلمه : معتزل
تلفظ بین المللی :
/moʔtˈazel/
تلفظ :
[mo?t'azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
معتزله
معتزله ٔ شیعه
معتزلی
عبدالجبار معتزلی
خیاط معتزلی
ابراهیم بن سیار معتزلی
ابراهیم بن سیار نظام معتزلی
ابن ابی الحدید معتزلی
ابوالهذیل علاف معتزلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
معتزل. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص ) یک سو و جداشونده و کناره گزیننده. ( آنندراج ). یک سوشونده و گوشه گیرنده. ( ناظم الاطباء ). گوشه گیر. کناره گیر. کناره جوی. گوشه نشین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به اعتزال شود.
فرهنگ عمید
عزلت گزین، کناره گیر، گوشه نشین.
فرهنگ معین
(مُ تَ زِ ) [ ع . ] (اِفا. ) گوشه گیر، عزلت گزین .
فرهنگ فارسی
عزلت گزین، کناره گیر، گوشه نشین
( اسم ) کناره گیرنده عزلت گزین جمع : معتزلین .
مترادف و متضاد
زاویهنشین، عزلتگزین، گوشهگیر، گوشهنشین، معتکف
صفت زاویهنشین، عزلتگزین، گوشهگیر، گوشهنشین، معتکف
کلمات مرتبط
معتزله
معتزله ٔ شیعه
معتزلی
عبدالجبار معتزلی
خیاط معتزلی
ابراهیم بن سیار معتزلی
ابراهیم بن سیار نظام معتزلی
ابن ابی الحدید معتزلی
ابوالهذیل علاف معتزلی
نظرات