معاملت. [ م ُ م َل َ / م ُ م ِ ل َ ] ( از ع ، اِمص ) معاملة. معامله. رجوع به معاملة شود. || خرید و فروش. دادوستد.سوداگری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : در سخاوت چنانکه خواهی ده لیکن اندرمعاملت بسته.سنائی.و رجوع به معامله شود.- بدمعاملت ؛ بد معامله. رجوع به همین ترکیب ذیل معامله شود.- || آنکه در داد و ستد بصیرت نداشته باشد. بی تجربه و ناآزموده در معاملت. آنکه در خرید و فروخت خبره نباشد : دنیا به ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) معامله : چنانکه در ظل دولت او دست در کمر کیوان زدی و پای برفرق آسمان نهادی این معاملت جایز شمردی . معاملات .