کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معاش-دار | کلماتور
معانی کلمه : معاش دار
تلفظ بین المللی :
/maʔˈɑʃ dˈɑr/
تلفظ :
[ma?'AS d'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دارای عقل معاش
ماش دارو
معاش
معاش کردن
عقل معاش
امرار معاش
بی عقل معاش
تکفل معاش
کسب معاش کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معاش دار. [ م َ ] ( نف مرکب ) کسی که دارای معاشی باشد که کفاف زندگانی وی راکند. || مالک و خداوند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کسی که دارای معاشی باشد که کفاف زندگانی وی را کند .
کلمات مرتبط
دارای عقل معاش
ماش دارو
معاش
معاش کردن
عقل معاش
امرار معاش
بی عقل معاش
تکفل معاش
کسب معاش کردن
نظرات