زندگی کردن ، زندگانی ، وسیله زندگانی، آنچه بوسیله آن زندگی کنندازخوردنی ونوشیدنی
( اسم ) ۱ - زندگانی زندگی : از برای انتظام امور معاش ایشان ملوک و سلاطین را بنفاذ امر و ... مخصوص گردانید . ۲ - آنچه بدان زندگی کنند وسیل. زندگانی از خوراک و پوشاک و غیره : همواره ملازم رکاب او پنجاه هزار مرد دلاور بودند اقطاعات و معاش ایشان در بلاد ممالک پراکنده بودی . ۳ - جای زندگی .