مصد. [ م َ ص َ ] (ع مص ) سخت گردیدن سرما. || سخت گردیدن گرما. (ناظم الاطباء).
مصد. [ م َ ص َ / م َ ] (ع اِ) پشته ٔ بلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، مصدان . (ناظم الاطباء). || سختی سرما. || سختی گرما. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).