کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مشتمالی | کلماتور
معنی کلمه : مشتمالی
تلفظ بین المللی :
/mˌoʃtomˈɑli/
تلفظ :
[m,oStom'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متمالی
مشتمال
مشکمالی
مشتمال دادن
مشتمالچی
الحکمه المتعالیه
الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه
سکان های متوالی
عدد متعالی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مشتمالی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) دلاکی کردن ، یعنی مالیدن اندام به مشت و آن را به زبان هندی چپی گویند. ( آنندراج ) :
سالکان از سر لگدکوب حوادث میشوند
ماندگان راه را از مشتمالی چاره نیست.
محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
متمالی
مشتمال
مشکمالی
مشتمال دادن
مشتمالچی
الحکمه المتعالیه
الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه
سکان های متوالی
عدد متعالی
نظرات