Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسموم کننده

تلفظ بین المللی : /mˌasmuːmkonˈandeː/ تلفظ :‌ [m,asmu:mkon'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بخار یادمه مسموم کننده
  • متمم های ممنوع کننده اتحاد همجنس در قوانین اساسی ایالت های امریکا
  • مسموم
  • مسموم شدن
  • مسموم کردن
  • مسموم شده
  • مسموم کردن تورنت
  • مسموم کردن سرچشمه
  • محموم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مسموم کننده. [ م َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) که ایجاد مسمومیت کند. که زهر خوراند یا در بدن درآورد. || دارای اثر سم. که ورودش در بدن حیوان یا انسان یا گیاه ایجاد مسمومیت کند.
- هوای مسموم کننده ؛ هوای آلوده به گازها و مواد سمی ، از قبیل اکسید کربن ، آمونیاک و دودهای ناشی از کوره های آجرپزی و بخاریها و موتور اتومبیل ها.

فرهنگ فارسی

که ایجاد مسمومیت کند

مترادف و متضاد

poisoner (اسم)
مسموم کننده

toxicant (صفت)
سمی، مسموم کننده، مسموم، داروی سمی

کلمات مرتبط

  • بخار یادمه مسموم کننده
  • متمم های ممنوع کننده اتحاد همجنس در قوانین اساسی ایالت های امریکا
  • مسموم
  • مسموم شدن
  • مسموم کردن
  • مسموم شده
  • مسموم کردن تورنت
  • مسموم کردن سرچشمه
  • محموم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات