Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسموم شدن

تلفظ بین المللی : /mˈasmuːm ʃˈodan/ تلفظ :‌ [m'asmu:m S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مسموع شدن
  • مغموم شدن
  • محروم شدن
  • از خصاصی انسانی محروم شدن
  • متموج شدن
  • متمم شانزدهم قانون اساسی ایالات متحده امریکا
  • مسموم
  • مسموم کردن
  • مسموم کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مسموم شدن. [ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زهر خوردن. به زهر کشته شدن. ( ناظم الاطباء ). چیز خورانیده شدن. || از اثر یک ماده سمی دچار قی و اسهال و سردرد و سرگیجه شدن. مسمومیت یافتن. و رجوع به مسمومیت شود.

فرهنگ فارسی

زهر خوردن

مترادف و متضاد

۱. دچار مسمومیت شدن
۲. آلوده شدن، سمی شدن، زهرآلود شدن

venom (فعل)
مسموم کردن، مسموم شدن

poison (فعل)
پر کردن، تلخ کردن، زهرالود کردن، مسموم کردن، چیز خور کردن، مسموم شدن

کلمات مرتبط

  • مسموع شدن
  • مغموم شدن
  • محروم شدن
  • از خصاصی انسانی محروم شدن
  • متموج شدن
  • متمم شانزدهم قانون اساسی ایالات متحده امریکا
  • مسموم
  • مسموم کردن
  • مسموم کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات