مستنبط. [ م ُ تَم ْ ب ِ ] (ع ص ) بیرون آورنده ٔ آب و علم و مانند آن . (از منتهی الارب ). || آشکارکننده واختراع کننده چیزی را که پنهان و مخفی بوده است . || استخراج کننده و درآورنده ٔ خیر و نیکی از کسی . || استخراج کننده ٔ فقه بوسیله ٔ فهم و اجتهاد خویش . (از اقرب الموارد). آنکه حکمی را به فهم و اجتهاد خود استخراج می کند. (ناظم الاطباء). حکم شرعی فرعی را از ادله ٔ تفصیلیه به اجتهاد خود استخراج کننده...
(مُ تَ بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) استنباط کننده ، درک کننده .
فرهنگ فارسی
استنباط شده، استخراج شده، درک شده ( اسم ) استبناط کننده درک کننده : مر آن رابشرح و برهان تاویلی از مستنبطان اهل تایید و مستخرجان .....مسدد و موکد گردانیم . جمع : مستنبطین .