کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مستملکه | کلماتور
معانی کلمه : مستملکه
تلفظ بین المللی :
/mˌostamlˈake/
تلفظ :
[m,ostaml'ake]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مستملکات
فرماندار مستملکات
مستملک
متملکه
مستهلکه
متملک
مستألک
مستأکله
مستحلک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مستملکة.
[ م ُ ت َ ل َک َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث مستملک . ملک . ج ، مستملکات .
( مستملکة )
مستملکة. [ م ُ ت َ ل َک َ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث مستملک. ملک. ج ، مستملکات.
فرهنگ فارسی
(اسم ) مونث مستملک :۱- زمین یا چیزی که بتصرف کسی در آمده . ۲ - مستعمره جمع : مستملکات .
کلمات مرتبط
مستملکات
فرماندار مستملکات
مستملک
متملکه
مستهلکه
متملک
مستألک
مستأکله
مستحلک
نظرات