معانی کلمه : مستأکله
لغت نامه دهخدا
مستأکلة. [ م ُ ت َءْ ک ِ ل َ ](ع ص ، اِ) مستأکله . کسانی که مال ضعیفان و یتیمان را بگیرند و با آن زندگی کنند. (اقرب الموارد). ظالمان و ستمگران و خورندگان مال مردم . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
کسانی که مال مردم را تصرف می کنند، مفت خوران.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مونث مستاکل . ۲ - ( اسم ) کسانی که اموال ضعفا را غصب کنند: و اطماع مستاکله و تصرفات باطله را از آن متنقطع گردانید. ) ) ۳ - ظالمان سمگران : و طغرل وینالیان میگفتند که ری و جبال و گرگان پیش ماست و مشتی مستاکله و دیلم و کردند...
