کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مستحیل شدن
تلفظ بین المللی :
/mostˈahil ʃˈodan/
تلفظ :
[most'ahil S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متحلی شدن
متحمل شدن
متحیر شدن
مستاصل شدن
متحمل شدن بر
متحمل چیزی شدن
متحول شدن
مستحیل
زان مستحی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تبدیل شدن تغییریافتن ازحالی بحالی در آمدن : ماهمی بینیم که چیی مستحیل شود باچیزی .
مترادف و متضاد
استحاله شدن، تبدیل شدن، تغییر یافتن، مبدلشدن
کلمات مرتبط
متحلی شدن
متحمل شدن
متحیر شدن
مستاصل شدن
متحمل شدن بر
متحمل چیزی شدن
متحول شدن
مستحیل
زان مستحی
نظرات