معانی کلمه : مرقیون
لغت نامه دهخدا
مرقیون. [ م َ ] ( اِخ ) رئیس فرقه ای از ثنویه که به نام او به مرقیونیه موسومند. ( از مفاتیح العلوم ). و رجوع به مرقیونیة شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فیلسوف و حکیم رومی ( روم شرقی ) متولد در ایالت صنوب ( شمال آسیای صغیر کنار دریای سیاه ) در حدود قرن پانزدهم قبل از میلاد افکارش چون مغایر مجامع مذهبی عصر خود بود مورد تکفیر و الحاد قرار گرفت مغذلک تا قرن نهم بعد از میلاد ( بالغ بر بیست قرن ) افکار و عقایدش طرفدارانی داشت که کم کم در عقاید و دین مانویان تحلیل رفت .
