کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرضاه | کلماتور
معانی کلمه : مرضاه
تلفظ بین المللی :
/marzˈɑh/
تلفظ :
[maRz'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
برومند مرضیه
مراه
مراه البلدان
مراهق
مراهقت
مراهم
مراهن
مرضات
مرضعه
لغت نامه دهخدا
دانشنامه اسلامی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مرضاة. [ م َ ] (ع مص ) خشنود گردیدن . (منتهی الارب ). خشنود شدن و پسندیدن . (دهار). خشنود گردیدن و پسند کردن چیزی را و قناعت کردن . (آنندراج ). || (اِمص ) مرضات . خشنودی . (دهار). در مقابل سخط و خشم . (از اقرب الموارد). رضا [ رِ / رُ ] . رضوان [ رِ / رُ ] . ج ، مَراضی . (دهار). رجوع به مرضات شود....
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب]
ریشه کلمه:
رضو (۷۳ بار)
wikialkb:
مَرْضَاة
کلمات مرتبط
برومند مرضیه
مراه
مراه البلدان
مراهق
مراهقت
مراهم
مراهن
مرضات
مرضعه
نظرات