مرضعة. [ م ِ ض َ ع َ ] (ع اِ) آنچه از آن کودک شیر میخورد. ج ، مراضع. (ناظم الاطباء).
( مرضعة ) مرضعة. [ م ِ ض َ ع َ ] ( ع اِ ) آنچه از آن کودک شیر میخورد. ج ، مراضع. ( ناظم الاطباء ).مرضعة. [ م ُ ض ِ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) زنی که پستان خود رادر دهان کودک گذاشته باشد. ( از اقرب الموارد ). زنی شیردهنده. ( دهار ). ج ، مرضعات ، مَراضع. ( اقرب الموارد ).زنی که کودک...
فرهنگ عمید
شیرده (زن ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مرضع جمع : مرضعات . توضیح مرضعه در وقتی استعمال میشود که زن پستان در دهان کودک گذارد .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مُرْضِعَةٍ: زن شیردهمعنی مَرَاضِعَ: زنان شیرده (جمع مرضعه )معنی تَذْهَلُ: بی خبر می شود - از یاد می برد (از ذهول به معنای با دهشت از چیزی گذشتن و رفتن .درجمله "تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ "یعنی هول قیامت به حدی است که زنی که در حال شیر دادن می باشد بچه اش را از یاد می برد و فرار می کند)ریشه کلمه: رضع (۱۱ بار)wikialkb: مُرْضِعَة...