مذبذب. [ م ُ ذَ ذَ / ذِ ] ( ع ص ) رجل مذبذب ؛ مرد دودله. ( منتهی الارب ). متردد بین امرین. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).یا آنکه بین اختیار صحبت دو تن متردد باشد و نتواندبر یکی از آن دو قرار گیرد. ( از متن اللغة ). متردد بین اقدام و احجام. ( از اقرب الموارد ). متردد. ( غیاث اللغات ). کسی که در میان کردن و نکردن کاری دودل باشد. فی القرآن : مذبذبین بین ذلک ، لا الی هؤلاء و لا الی هؤلاء. ( از اقرب...
فرهنگ عمید
متردد، دودل.
فرهنگ معین
(مُ ذَ ذِ) [ ع . ] (اِفا.) مردُد، دو دل .
(مُ ذَ ذَ) [ ع . ] (اِمف .) در تردید و شک افتاده .
کسی که میان دوامرمترددودودل باشد ، سخن چین و دورو ( اسم ) ۱- کسی که درمیان کردن و نکردن کاری دودل باشد مردد . ۲- دوبهم زن سخن چین جمع : مذبذبین . توضیح تلفظ این کلمه بصورت مذبذب غلط مشهور است . مرد دو دله