مدلجة. [ م ِ ل َ ج َ ] (ع اِ) شیردوشه ٔ چرمین بزرگ که بدان شیر به سوی کاسه ها نقل کرده شود یا عام است . (منتهی الارب ). قوطی بزرگی که در آن شیر نقل کنند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
مدلجة. [ م َ ل َ ج َ ] (ع اِ) خانه ٔ وحش و سبع. (منتهی الارب ). کناس الظبی . مدلج . (متن اللغة). آرامگاه وحوش . (از اقرب الموارد). رجوع به مدلج شود. || ما بین چاه آب و حو...