کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مدفون-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مدفون کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈadfuːn kˈardan/
تلفظ :
[m'adfu:n k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
خارج کردن مدفوع
مدون کردن
مدفوع کردن
مدفون
مدفون شدن
مدفون ساختن
پیامبران مدفون در ایران
غول مدفون
هرم مدفون
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - در گور نهادن جسد : بعد ازان درمان چشمش چون کنم زنده خود را زین مگر مدفون کنم . ( مثنوی ) ۲ - در زیر خاک پنهان کردن گنجینه و غیره : خزان. لالی و جواهر غیب را در این دریا مدفون کرده ..
مترادف و متضاد
۱. دفن کردن، به خاک سپردن
۲. پنهان کردن، مخفی کردن، نهان ساختن
فرهنگ فارسی ساره
به خاک سپردن
کلمات مرتبط
خارج کردن مدفوع
مدون کردن
مدفوع کردن
مدفون
مدفون شدن
مدفون ساختن
پیامبران مدفون در ایران
غول مدفون
هرم مدفون
نظرات