مدفون. [ م َ ] ( ع ص ) در زمین نهان کرده. ( مهذب الاسماء ). دفین. درخاک کرده. به زمین سپرده. ( یادداشت مؤلف ). دفین. دِفْن. پنهان کرده شده در خاک. ( از متن اللغة ). نعت مفعولی است از دفن : این مشکبوی سرخ گل زنده زآن زشت خاک مرده مدفون است.ناصرخسرو. || پنهان. ( منتهی الارب ). راز یا سخن مکتوم. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). مستور. نهفته. پنهان کرده شده : وین به نبات اندرون فریشتگانندهر یک د...
فرهنگ عمید
چیزی که آن را زیر خاک کرده باشند، دفن شده، زیر خاک شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) دفن شده ، به خاک سپرده شده .
فرهنگ فارسی
دفن شده، زیرخاک شده، چیزی که آنرازیرخاک پنهان کرده باشند ( اسم ) ۱ - آنکه زیر خاک پنهان شده بخاک سپرده : ارسلان حاذب والی طوس که سنگ بست رباط او بنا کرده آنجا مدفون است . جمع : مدفونین . ۲ - گنج زیر خاک نهان شده دفینه .