معانی کلمه : مدرکه
لغت نامه دهخدا
مدرکة. [ م ُ رَ ک َ ] (ع ص ) تأنیث مُدرَک است . ج ، مدرکات . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مدرک و نیز رجوع به مدرکات شود.
فرهنگ عمید
مُدرِک#NAME?
= مُدرِک
فرهنگ معین
(مُ رِ کِ ) [ ع . مدرکة ] (اِ. ) ذهن ، عقل ، نیرویی در انسان که حقیقت چیزها با آن دریافت می شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مدرک جمع : مدرکات .
عمربن الیاس بن مضر عدنانی
عمربن الیاس بن مضر عدنانی
واژه نامه بختیاریکا
( مَدِرکه * ) میخ کش
