مدحرج . [ م ُ دَ رِ ] (ع ص ) گردکننده . (از ناظم الاطباء). گردگرداننده . (آنندراج ). رجوع به تدحرج شود.- مدحرج البعر ؛روزی است از روزهای زمستان . (از منتهی الارب ).|| (اِ) تپانچه ٔ شش لوله . ج ، دحارج . (از ناظم الاطباء).