مخبط. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) بیمار ودردمند و آزرده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مخبط. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) سرفرودآورنده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
تباه، فاسد
آشفته، پریشان، درهم ≠ عاقل، سالم
پریشانعقل، دیوانه، مجنون، پریشانحواس، مخبول
۱. آشفته، پریشان، درهم
۲. تباه، فاسد
۳. پریشانعقل، دیوانه، مجنون، پریشانحواس، مخبول ≠ عاقل، سالم