کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محو-ساختن | کلماتور
معانی کلمه : محو ساختن
تلفظ بین المللی :
/mˈahv sˈɑxtan/
تلفظ :
[m'ahv s'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ساختار هم محور
ساختار هم محور دانه
ساختمان محل انجمن
محل عبور سیم برق در ساختمان
داده ساختارهای تابعی محض
محو
محو شدن
محو و مات
محو کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
محوساختن. [ م َح ْوْ ت َ ] ( مص مرکب ) ستردن. محو کردن : طلس ؛ محو ساختن نوشته را. ( منتهی الارب ) : آثار بزرگان پیشین محو سازد. ( مجالس سعدی ص 25 ).
فرهنگ فارسی
ستردن و محو کردن نوشته
کلمات مرتبط
ساختار هم محور
ساختار هم محور دانه
ساختمان محل انجمن
محل عبور سیم برق در ساختمان
داده ساختارهای تابعی محض
محو
محو شدن
محو و مات
محو کردن
نظرات