کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متودد | کلماتور
معنی کلمه : متودد
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈadad/
تلفظ :
[m,otev'adad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بحران دنیای متجدد
متبدد
متجدد
متردد
متعدد
متهدد
متوحد
متوسد
متولد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متودد.[ م ُ ت َ وَدْ دِ ] ( ع ص ) دوست دارنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مهربان و با محبت.( ناظم الاطباء ) : مردی بود متمیز و متودد. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 6 ). رجوع به تودد شود.
کلمات مرتبط
بحران دنیای متجدد
متبدد
متجدد
متردد
متعدد
متهدد
متوحد
متوسد
متولد
نظرات