کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متوسد | کلماتور
معانی کلمه : متوسد
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈassed/
تلفظ :
[m,otev'assed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روز خورشیدی متوسط
زمان خورشیدی متوسط
زمین لرزۀ متوسط
سنگ دانه متوسط
طبقۀ متوسط
ظهر متوسط
عقب ماندگی ذهنی متوسط
فرس متوسط
کم شنوایی متوسط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متوسد. [ م ُ ت َ وَس ْ س ِ ] ( ع ص ) آنکه بالین گرداند چیزی را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کسی که قرار میدهد چیزی را زیر سر خود مانند بالش. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به توسد شود.
فرهنگ عمید
آن که چیزی را برای خود بالین قرار دهد و به آن تکیه کند.
فرهنگ معین
(مُ تَ وَ سِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) تکیه کننده .
فرهنگ فارسی
تکیه کننده .
کلمات مرتبط
روز خورشیدی متوسط
زمان خورشیدی متوسط
زمین لرزۀ متوسط
سنگ دانه متوسط
طبقۀ متوسط
ظهر متوسط
عقب ماندگی ذهنی متوسط
فرس متوسط
کم شنوایی متوسط
نظرات