متقاضی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) وام بازخواهنده و وام بازگیرنده.( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). وام خواه. آن که وام باز میخواهد. و آن که وام باز میگیرد. مبرم. ( ناظم الاطباء ) : یک نوبت ظاهراً به اومصادره ای کرده بودند یا آن که متقاضیان در او آویخته مطالبتی می نمودند که او از آن عاجز بوده. ( مزارات کرمان ، ص 23 ). و رجوع به تقاضی شود. || خواهش کننده. خواهان. درخواست کننده. طالب : از دو...
فرهنگ عمید
۱. کسی که از دیگری خواهان چیزی یا انجام کاری است. ۲. [قدیمی] آن که از کسی طلب دارد، طلبکار.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) درخواست کننده .
فرهنگ فارسی
کسی که ازدیگری خواهش بکند، خواهان (اسم ) ۱ - خواهش کنندهدر خواست کننده طالب . یا متقاضی درونی . ( باطنی ) . خواهش نفسانی : تا متقاضیان درونی را بر آن قرار افتاد ... ۲ - وام خواهنده قرض گیرنده .