کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متضجع | کلماتور
معنی کلمه : متضجع
تلفظ بین المللی :
/mˌotezˈadʒdʒeʔ/
تلفظ :
[m,otez'adZdZe?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متضاعف
متضرع
متفجع
مضجع
متضاعف شدن
متضعف
متوجع
منضجع
برد اﷲ مضجعه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متضجع.[ م ُ ت َ ض َج ْ ج ِ ] ( ع ص ) فرو ایستنده از کار. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سست و کاهل و ساکن و نشسته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تضجع شود.
کلمات مرتبط
متضاعف
متضرع
متفجع
مضجع
متضاعف شدن
متضعف
متوجع
منضجع
برد اﷲ مضجعه
نظرات