کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متصدی-شدن | کلماتور
معانی کلمه : متصدی شدن
تلفظ بین المللی :
/mˌotesˈaddi ʃˈodan/
تلفظ :
[m,otes'addi S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متاذی شدن
متحد شدن
متادب شدن
متاسی شدن
متجلی شدن
متأذی شدن
متصدی
متصدی حساب
متصدی دستگاه ضبط
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
متصدی
( مصدر ) مباشر عمل و شغل یا اداره ای شدن بعهده گرفتن : ... در قلعه های خود خزیده منتظر بودند که هر یک از بیگلربیگیان متصدی حرب او شوند ...
مترادف و متضاد
گماشتهشدن
عهدهدار شدن، به عهده گرفتن
۱. عهدهدار شدن، به عهده گرفتن
۲. گماشتهشدن
کلمات مرتبط
متاذی شدن
متحد شدن
متادب شدن
متاسی شدن
متجلی شدن
متأذی شدن
متصدی
متصدی حساب
متصدی دستگاه ضبط
نظرات