متابع. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) محکم و استوار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
متابع. [ م ُ ب َ ] ( ع ص ) محکم و استوار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).متابع. [ م ُ ب ِ] ( ع ص ) پس رو و پیرو. ( آنندراج ). پس روی کننده و پیاپی کننده و در پی کسی رونده در عمل و پیوسته و پیرو و مطیع. ( ناظم الاطباء ). تبعیت کننده. پیرو : همه اختران رای او را ...
فرهنگ عمید
پیروی کننده، پیرو.
فرهنگ معین
(مُ بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) پیروی کننده .
فرهنگ فارسی
پیروی کننده، پیرو ( اسم ) تبعیت کننده پیرو : ایمان ترا جهان متابع فرمان ترا فلک مسخر . ( مسعود سعد ) جمع : متابعین . محکم و استوار