مبلقة.[ م ُ ب َل ْ ل َ ق َ ] (ع ص ) رکیة مبلقة؛ اصلاح شده . (ازتاج العروس ). رکیة مبلقة؛ چاه در زمین نرم که بواسطه ٔ تخته های ساج اصلاح شده باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تبلیق شود.
( مبلقة ) مبلقة.[ م ُ ب َل ْ ل َ ق َ ] ( ع ص ) رکیة مبلقة؛ اصلاح شده. ( ازتاج العروس ). رکیة مبلقة؛ چاه در زمین نرم که بواسطه تخته های ساج...