کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مبلق | کلماتور
معانی کلمه : مبلق
تلفظ بین المللی :
/mˈablaq1/
تلفظ :
[m'ablaq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مبلقه
ذرات معلق
ذرات معلق در هوا
ذو معلقه
رحیم اباد مطلق
رسانش استخوانی مطلق
رسای مطلق
رطوبت مطلق
امامزاده موسی بن محمد مبرقع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مبلق. [ م ُ ب َل ْ ل َ ] ( ع ص ) مُبَلَّقَة. اصلاح شده. ( ناظم الاطباء ). نعت مفعولی مذکر از تبلیق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). با چوب ساج تخته پوش شده. ( ازفرهنگ جانسون ). و رجوع به تبلیق و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
اصلاح شده
کلمات مرتبط
مبلقه
ذرات معلق
ذرات معلق در هوا
ذو معلقه
رحیم اباد مطلق
رسانش استخوانی مطلق
رسای مطلق
رطوبت مطلق
امامزاده موسی بن محمد مبرقع
نظرات