مباسطت. [ م ُ س َ طَ ] ( ع اِمص ) از مباسطة عربی. با کسی فراخی ورزیدن و این عبارت از دوستی است. ( غیاث ). عشرت و مسرت و تفریح. ( ناظم الاطباء ) : و بسیجیده آن شده که بر این تعبیه در صحرای مباسطت آیم. ( کلیله و دمنه ). و زمانی غم و شادی گفتند و بساط مباسطت بگستردند. ( سندبادنامه ص 318 ). به هارون بن ایلک خان ملک ترک رسول فرستاد با او اسباب مباسطت مستحکم گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 113 ...
فرهنگ عمید
۱. گشاده رویی. ۲. صمیمیت. ۳. رفتار بدون رودربایستی و همراه با جسارت.
فرهنگ معین
(مُ سَ طَ ) [ ع . مباسطة ] (مص ل . ) گشاده رویی کردن
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) گشاده رویی کردن . ۲ - ( اسم ) گشاده رویی . باکسی فراخی ورزیدن دوستی