معانی کلمه : ماست بند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که ماست مایه بزند، کسی که ماست درست می کند.
فرهنگ فارسی
کسی که مای. ماست رابشیر زند تا ماست ببندد آنکه از شیرماست و کره درست کند : نبندد لب از جستجوی پنیر دهد ماست بندش اگر جوی شیر . ( ملاطغرا آنند . )
