مبادله کردن. [ م ُ دَ / دِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی به کسی دادن و به جای آن چیز دیگر گرفتن و معاوضه کردن. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح بانکی ) تبدیل کردن پول رایج کشوری را با پول رایج دیگر. و رجوع به مبادله و مبادلة شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - معاوضه کردن چیزی را . ۲ - تبدیل کردن وجه رایج کشور دیگر .
مترادف و متضاد
ردوبدل کردن
تعویض کردن، عوض کردن، تبدیل کردن
۱. ردوبدل کردن ۲. تعویض کردن، عوض کردن، تبدیل کردن
exchange (فعل)عوض کردن، مبادله کردن، تسعیر یافتنintercommunicate (فعل)امیزش کردن، معاشرت کردن، مبادله کردن، مرتبط بودن با، مراوده داخلی داشتنswap (فعل)عوض کردن، بیرون کردن، مبادله کردن، جانشین کردنtrade (فعل)مبادله کردن، معامله کردن، تجارت کردن با، داد و ستد کردنchaffer (فعل)چانه...