کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لکه-دار-شدن | کلماتور
معانی کلمه : لکه دار شدن
تلفظ بین المللی :
/lakkˈeːdɑr ʃˈodan/
تلفظ :
[lakk'e:dAR S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
لکه دار کردن یا شدن
دارشکنک سینه لکه ای
دارشکنک لکه دار
لبه دارشدگی
لکه دار
لکه دار کردن
لکه دار نشده
لکه دار یا بدنام کردن
با دوده لکه دار شده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لکه دار شدن. [ ل َک ْ ک َ / ک ِش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لکه دار شدن عرض و نام و ناموس و جز آن از کسی ؛ به تهمتی یا ارتکابی زشت مشهور شدن.
فرهنگ معین
( ~ . شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) بی آبرو شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- دارای لکه شدن داغ دار گشتن . ۲- متهم و رسوا شدن .
لکه دار شدن عرض و نام و ناموس و جز آن کسی به تهمتی بر او نهادن .
کلمات مرتبط
لکه دار کردن یا شدن
دارشکنک سینه لکه ای
دارشکنک لکه دار
لبه دارشدگی
لکه دار
لکه دار کردن
لکه دار نشده
لکه دار یا بدنام کردن
با دوده لکه دار شده
نظرات