کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لق-کردن | کلماتور
معانی کلمه : لق کردن
تلفظ بین المللی :
/lˈaq1 kˈardan/
تلفظ :
[l'aq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
لق لق کردن
لق
لَقَ
لُق
لق شدن
لق و دق
لق و لوق
لق و پق
لق بودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
لق کردن. [ ل َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) جنبان کردن چیزی استوار، چون : میخ و دندان و جز آن در جای خویش. رجوع به لغ و به لق شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شل و نااستوار کردن .
واژه نامه بختیاریکا
( لَق کِردِن )
لرزیدن. کنایه از رقصیدن
کلمات مرتبط
لق لق کردن
لق
لَقَ
لُق
لق شدن
لق و دق
لق و لوق
لق و پق
لق بودن
نظرات