( لساناً ) لساناً. [ ل ِ نَن ْ ] ( ع ق ) زبانی. به زبان. شفاهاً.، لسان ا. [ ل ِ نُل ْ لاه ] ( ع اِ مرکب ) حجت و کلام خدای. یقال فلان ینطق بلسان اﷲ. ( منتهی الارب ). رجوع به لسان شود.
فرهنگ فارسی
زبانی شفاهی شفاها .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه: لسن (۲۵ بار)زبان. لغت. مثل . . که مراد از هر دو زبان است و مثل . . که مراد لغت است مثل زبان عربی، زبان فارسی و غیره. جمع آن در قرآن السنه است . در آیه . مراد اختلاف لغات است. * . گره از زبان من بگشای منطقم را روان کن تا سخنم را بفهمند. راغب گوید: موسی در زبان عقده و گره نداشت غرض قدرت تکلم است (روانی منطق) ما را در باره عقده زبان موسی «علیه السلام» سخنی است که در«عقد» و «ب...