کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لال-کردن | کلماتور
معانی کلمه : لال کردن
تلفظ بین المللی :
/lˈɑl kˈardan/
تلفظ :
[l'Al k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
لاش کردن
لالا کردن
لاله فشان کردن
لام کردن
لای چین کردن
چند لا کردن
در لا نه کردن
زیرزمین لا نه کردن
سه لا کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
لال کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خاموش ساختن. از سخن گفتن بازداشتن :
چو بلبل آمدمت تاچو گل ثنا گویم
چو لاله لال بکردی زبان تحسینم.
سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- قدرت تکلم را از کسی گرفتن ابکم ساختن .۲- از تکلم باز داشتن خاموش کردن : چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم چو لاله لال بکردی زبان تحسینم . ( سعدی لغ. )
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
dumb (فعل)خفه کردن، لال کردن، خاموش کردنdumbfound (فعل)متحیر کردن، لال کردن، بلاجواب گذاشتنdumfound (فعل)متحیر کردن، لال کردن، بلاجواب گذاشتن...
کلمات مرتبط
لاش کردن
لالا کردن
لاله فشان کردن
لام کردن
لای چین کردن
چند لا کردن
در لا نه کردن
زیرزمین لا نه کردن
سه لا کردن
نظرات