کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لاش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : لاش کردن
تلفظ بین المللی :
/lˈɑʃ kˈardan/
تلفظ :
[l'AS k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
لاشه کردن
لال کردن
لام کردن
لای چین کردن
چند لا کردن
در لا نه کردن
زیرزمین لا نه کردن
سه لا کردن
لا ک پشت شکار کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
لاش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غارت کردن. یغما کردن :
ای پسرگر دل و دین را سفها لاش کنند
تو چو ایشان مکن و دین و دل خویش ملاش.
ناصرخسرو.
|| تباه کردن. نابود کردن :
دیر نپاید که کند گشت چرخ
اینهمه را یکسره ناچیز و لاش.
ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . ) غارت کردن ، یغما کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیدن خوشه های انگور : جهانی است چون رزی که لاش کرده باشند چون می طلبی خوشه و غژمی چند پدید آید .
واژه نامه بختیاریکا
( لاش (کوو) کِردِن )
بدن را ( کبود ) کردن. کنایه از بشدت زدن و کتک کاری کردن؛ تنبیه کردن؛ مورد ضرب و شتم قرار دادن
کلمات مرتبط
لاشه کردن
لال کردن
لام کردن
لای چین کردن
چند لا کردن
در لا نه کردن
زیرزمین لا نه کردن
سه لا کردن
لا ک پشت شکار کردن
نظرات