کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قطع-کردن-عضو | کلماتور
معنی کلمه : قطع کردن عضو
تلفظ بین المللی :
/q1ˈatʔ kˈardan ˈozv/
تلفظ :
[q1'at? k'aRdan 'ozv]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قطع کردن
از وسط قطع کردن
الت قطع کردن یا خرد کردن
الوار را قطع کردن
با تبر قطع کردن یا بریدن
چلیپاوار قطع کردن
حرف دیگری را قطع کردن
ریشه لغت قطع کردن
قطع اندام کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
limb
(اسم)
شاخه، عضو، عضو بدن، دست یا پا، قطع کردن عضو، اندام زبرین، اندام زیرین
کلمات مرتبط
قطع کردن
از وسط قطع کردن
الت قطع کردن یا خرد کردن
الوار را قطع کردن
با تبر قطع کردن یا بریدن
چلیپاوار قطع کردن
حرف دیگری را قطع کردن
ریشه لغت قطع کردن
قطع اندام کردن
نظرات