کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قبراق | کلماتور
معانی کلمه : قبراق
تلفظ بین المللی :
/q1ˈebrɑq1/
تلفظ :
[q1'ebRAq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شش قبرقه
قاسم قبچاقی
قباق
قباق افکنی
قباقبی
قبذاقی
قبراه
قبرقه
قبچاق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قبراق. [ ق ِ ] ( ص ) چست و چالاک. و چون لفظ عربی و ترکی نیست باید با غین نوشته شود. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ عمید
۱. چابک، چست وچالاک.
۲. [مجاز] سرحال.
فرهنگ معین
(قِ ) [ تر. ] (ص . ) چابک ، چست .
فرهنگ فارسی
چابک، چست و چالاک
( صفت ) چابک چشت چالاک .
دانشنامه عمومی
چالاک، سرحال
مترادف و متضاد
تندرست، چالاک، چست، سالم، سرحال، فرز ≠ بیمار، مریض
کلمات مرتبط
شش قبرقه
قاسم قبچاقی
قباق
قباق افکنی
قباقبی
قبذاقی
قبراه
قبرقه
قبچاق
نظرات