فقاهت. [ ف َ هََ ] ( ع مص ) فقاهة.
فقیه گردیدن. ( منتهی الارب ) ( مصادر اللغه زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). دانستن علم
دین و فقاهت اخص از فقه است ، چه فقه مطلق دانش است. ( یادداشت مؤلف ) : به علم و فقاهت معتمدعلیه بود. ( تاریخ قم ). || دانستن چیزی را و دریافتن. ( منتهی الارب ).