Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فسرده پستان

تلفظ بین المللی : /fesˈordeː pˈestɑn/ تلفظ :‌ [fes'oRde: p'estAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • افسرده پستان
  • فسرده
  • فسرده اتش
  • فسرده بیان
  • فسرده خاطر
  • فسرده دل
  • فسرده رحم
  • فسرده شدن
  • فسرده شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فسرده پستان. [ ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ پ ِ ] ( ص مرکب )زن عقیم. ( انجمن آرا ). زنی که هرگز نزاییده و عقیمه باشد. ( برهان ). || زن پیر را نیز گویند. ( برهان ) ( انجمن آرا ). رجوع به فسرده و افسرده شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) زن پیر که از موقع بارداری و رضاعت وی گذشته باشد عقیم سترون .

کلمات مرتبط

  • افسرده پستان
  • فسرده
  • فسرده اتش
  • فسرده بیان
  • فسرده خاطر
  • فسرده دل
  • فسرده رحم
  • فسرده شدن
  • فسرده شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات