کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فسخ-کردنی | کلماتور
معنی کلمه : فسخ کردنی
تلفظ بین المللی :
/fˈasx kardˈani/
تلفظ :
[f'asx kaRd'ani]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فسخ کردن
الزام اور و غیر قابل فسخ کردن
فسخ نکردنی
فس فس کردن
فسخ
فسخ ناپذیر
فسخ پذیر
فسخ کننده
فسخ قرارداد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
defeasible
(صفت)
فسخ کردنی
کلمات مرتبط
فسخ کردن
الزام اور و غیر قابل فسخ کردن
فسخ نکردنی
فس فس کردن
فسخ
فسخ ناپذیر
فسخ پذیر
فسخ کننده
فسخ قرارداد
نظرات